تبليغاتX
کانون فريد
وبلاگ خانه جوان فرید روستای کفشگیری


کانون فريد









      عقيل کابلي :مطلب پيش رو روايتي است از كشتي محلي در روستاي كفشگيري ، تاريخ مطالب ذكر شده از دهه اول سال 1300 به بعد مي‌باشد. به علت نبود منابع و كتاب، اين مطلب تنها با مراجعه حضوري و تحقيق ميداني جمع‌آوري شده است. تا آنجايي که حافطه ها ياري مي کرد و افرادي از آن نسل ها باقي مانده بود. بي شک مطلب پيش  رو  خالي از ايراد نيست لذا از جوانان قديم و کشتي گيران اين ورزش  و خوانندگان محترم که اطلاعاتي در مورد اين ورزش دارند دعوت مي کنم   تا با ارسال مطالب خود ما رادر تکميل تاريخچه ورزش کشتي با شال کمک نمايند.   

 

شال دِ مَکِم بَي وِ رِ بِنه بَزن

 


همانطور كه در مقدمه ذكر شد، اطلاعات چنداني از وضعيت ورزش روستا بخصوص كشتي محلي تا سال 1310 در دست نمي‌باشد، اما از سال 1310 به بعد روستاي كفشگيري به علت داشتن پهلوانان نامي يك از قطب‌هاي كشتي محلي در بين روستاها  بوده است. كشتي محلي كه به "كشتي باشال" معروف است بيشتر در جشن‌ها و مراسم‌هاي مردمي بعنوان يك سنت ديرينه برگزار مي‌شد. به علت نبود امكانات براي ورزشهاي ديگر، اين ورزش ، ورزش اول روستاها محسوب مي‌شد. روستائيان بعد از فراغت از كار و تلاش روزانه، در بعدازظهر در پشت مسجد امام حسين در قالب دو گروه پايين محله و بالامحله به كشتي‌گيري مي‌پرداختند كه در اين بين كوچكترها نيز به تقليد از بزرگترها به اين ورزش مشغول مي‌شدندمکان ديگر  پل قديمي روستا بود كه جوانان روستاي كفشگيري و اسپومحله تا روشنايي روز باقي بود به كشتي مي‌پرداختند.

اين ورزش يكي از برنامه‌هاي اصلي در مراسم عروسي بودودر بين رسم و رسوم ازدواج جاي ثابتي داشت. بعد از مراسم «حمام بردنِ» داماد و خروج داماد از حمام جمعيت همراه داماد با ساز و نقاره بطرف محل كشتي كه از قبل مشخص شده بود مي‌رفتند، در محل كشتي‌گيري ساز قطع مي‌شد و افراد براي كشتي‌گيري آماده مي‌شدند.

ابتدا كشتي‌ را نوجوان 12 تا 15 ساله شروع مي‌كردند، تا مجلس گرم شودتا كشتي به افراد بزرگتر مي‌رسيد و در نهايت پهلوانها بودند كه مراسم كشتي‌گيري را به اتمام مي‌رساندند.

در اين كشتي هركس پشت حريف را به خاك مي‌رساند پيروز ميدان بود و به عنوان شيريني مبلغي پول به او مي‌دادند اما شخص بازنده شال كمر خود را به شخص ديگري مي‌داد. و اين شخص با برنده بايد كشتي مي‌گرفت تا برنده خود شكست بخورد و در اين برد و باخت‌ها، برنده هركشتي همواره از امتياز انعام و شيريني برخوردار بود.

مقدار جايزه‌ها، به وضعيت مالي صاحب مراسم بستگي داشت كه جوايز نوجوانان در هر نوبت كه برنده بودند10 تا 20 ريال و هرچه كشتي‌گيران بزرگتر و با سابقه تري وارد گود مي‌شدند به تناسب مقدار جايزه بيشتر مي‌شد تا جايي كه به 10 تا 20 تومان در آن زمان مي‌رسيد. اين مبلغ توسط خانواده عروس و داماد و بستگان نزديك آنان جمع‌آوري مي‌شد و در اختيار يكي از بزرگان كه نقش ميداندار كشتي را بعهده داشت مي گذاشتند . سهم هر کشتي گير را ميداندار به تناسب بين كشتي‌گيران تقسيم مي‌كرد.كشتي نهايي را پهلوانان برگزار مي‌كردند.

پهلوانان در دو گروه و دو بدو با هم كشتي مي‌گرفتند تا در نهايت كه نفر اول پهلوانها مشخص مي‌شد و بقيه انعام را همراه با گوسفند به عنوان جايزه دريافت مي‌كرد.

طي مسافتهاي طولاني روستاييان با پاي پياده براي ديدن مسابقات كشتي و پهلوانان منطقه  در روستا هاي اطراف ، بيانگر علاقه‌ وافر و ذوق و شوق مردم به اين ورزش است همچنان كه اين علاقه را هم‌اكنون در بين جوانان قديم روستا شاهديم كه برگزاري يك مراسم كشتي در روستا يا روستاهاي اطراف باعث حضور آنان مي‌شود.

 

فنون مخصوص كشتي با شال

دله كاب، دست كاب، تيلاقو، منگ دله‌، په‌لنگ، پشت كاب، سينه‌تو و .

 

پهلوانان روستا :

كشتي‌گيران و پهلوانان روستا از سال 1310 به بعد در پنج دوره ليست شده‌اند كه عبارتند از :

دوره اول: اصغر كابلي معروف به اصغر بشير، كربلايي اسماعيل قول، عنايت پابندي، صادق شاهش

دوره دوم: حيدركابلي معروف به حيدر پهلوان، كه در عنفوان جواني به علت بيماري درگذشت.

دوره سوم: مرحوم  علي مهاجر بادكوبه، ذبيح‌اله ذال آقايي، ابراهيم قول، ابراهيم هرندي

دوره چهارم: عبدالجواد ذال‌آقايي، عباس ذال‌آقايي(فتح‌اله)، محمد علي قول (اكبر)

دوره پنجم: علي لولايي، اكبر قول، جعفر شهرياري

اين كشتي‌گيران هركدام دوران اوج و نزول داشته‌اند ولي به گفته شاهدان عيني و نقل قول بزرگان روستا، حيدر پهلوان تنها كشتي‌گيري بود كه در مدت 6-5 سال كه كشتي ‌گرفت كسي نتوانست پشتتش را به خاك برساند الا در آخرين كشتي در اواخر عمر كوتاهش، كه به علت بيماري حصبه ضعيف گشته بود. او با اصرار اطرافيان وارد گود شد و چند روز  بعد از اين شكست بعلت بيماري درگذشت.

 


پهلوانان و كشتي‌گيران روستاهاي اطراف

اسپومحله : حاج محمدحسين اسپومحلي، ملك عيسي ربيع‌نژاد، دوستعلي و رمضان مسلمي‌پور، مصيب خليل‌نژاد- رمضان مهاجر و حاج شعبان اسپو محلي

سرکلاته:سيد حسين کياالحسيني

نوچمن :حاج بابا علي و حاج کريم ساور چمني

يساقي :علي محمد مومني (قهرمان کشتي جهان در سال 1964)،حسن پهلوان ،رضا و صالح حسن پور،مهدي روشني ..

لمسک:محمد علي و يحيي پهلواني،خليل ،محسن و وهاب لمسکي

سيدميران:اصغر سيد ميراني و سيد رمضان غريب

سدن :رضا قلي سدني

دنگلان :آقاحسيني

ولاغوز:ابوالحسن وعلي اکبر ولاغوزي

نامن :عباس و نبي کلنگي

سعد آباد:امير عماد الدين

مفيد آباد: ذبيح مفيد آبادي

زراع محله :غلام زراع محلي

شاهده :حيدر تقوي

النگ :صفر قلي و صفر رحيم ،عبد ا... النگي

چهارده:حسين و احمد انصاري

نوديجه : رضا رحيمي و حسين نوديجي   ، جعفر قلي سعداللهي  

مهتر کلاته : شعبان نيکبخت

نوکنده :محمد حسين نوکنده اي

بالاجاده : جانعلي بالاجاده و اسدا... غربتي

کردکوي:ابوالفضل و علي کيا ذکريا،قدر ،حبيب ،فرهاد و رجب درزي


 

 

+ نوشته شده در  87/02/22 ساعت   توسط امید  |